تبلیغات
آوان اس ام اس - آف ها و اس ام اس های بهاری
شماره ارسال اس ام اس به آوان اس ام اس : 09366434990
تصویر چشمان تو را در رویا ها كشیدم، باغ گلی از جنس مریم ها كشیدم، تو گم شدی در جاده های ساكت و دور، من هم به دنبال نفس هایت دویدم




تو اون فرشته ای كه وقتی در فصل بهار قدم میزنی برگ درختان انتظار پائیز را می كشند تا جای پاهات رو بوسه بزنند 



خوردن شیرینی خیلی راحته? خوندن داستان شیرین هم راحته? اما پیدا كردن دوست شیرین خیلی سخته! تو چطوری منو پیدا كردی؟



كاش بدانی روشن ترین ستاره بخت منی . پس بتاب و دنیای مرا روشن كن . 



دنیا را برایت شاد شاد و شادی را برایت دنیا دنیا ارزومندم



بهترین لذت دنیا زمانیه كه اصلا انتظارش رو نداری و زیباترین اونا دوست داشتن است . پس حالا كه انتظارش رو نداری، دوستت دارم



به زیبایی چشمان تو غمگین ماندم وبه اندازه هر برق نگاهت به نگاهی نگران، تو به اندازه تمام تنهایی من شاد بمان 




ترکه یه سگ فلج داشته، هر وقت دزد میومده، سگه رو می گذاشته توی فرغون و دنبال دزده می دویده 




فرشتگان از خدا پرسیدن: خدایا تو که بشر رو انقدر دوست داری چرا غم را آفریدی ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوقه من تا غمگین نباشه به یاد خالقش نمی افت



گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم. منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم. ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم. تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم



غضنفر و زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نمی زدند. زن غضنفر وقتی شب میره بخوابه، یك یادداشت برای غضنفرمی گذاره كه: منو فردا ساعت ? بیدار كن. صبح زنه ساعت ?? از خواب پا میشه، می بینه غضنفر براش یك یادداشت گذاشته كه: پاشو زنیكه خر! ساعت شیشه 




ترکه می خواسته خرگوش بگیره می ره پشت درخت صدا هویج در میاره 



هدف از آفرینش لرها : ?- ایجاد رعب و وحشت در بین حیوانات ?- ایجاد شادی بین انسانها ?- روحیه دادن به ترکها !!



از دست زمانه تیر باید بخوری دائم غم ناگزیر باید بخوری صد مرتبه گفتم عاشقی كار تو نیست بچه تو هنوز شیر باید بخوری 



یه روز یه ترکه به پسرش می گه این جوری که تو داری درس می خونی در آینده حتی یه گوساله هم نمی شی. اصلا می دونی گوساله چیه ؟ پسر: آره که می دونم گوساله، کسیه که باباش گاو باشه 




در راه رسیدن به اوج با مردم مهربان باش چرا كه هنگام سقوط با همان مردم رو به رو خواهی شد 




امشب مرا غم دیوانه کرده در خانه ی دل ، کاشانه کرده امشب غرورم را فدایی میکنم من ای دل برایت دست و پایی میکنم من امشب به کویش میروم ، با گریه سویش میروم شاید دلش را ، با اشک خود آتش زنم در تاب و در تب افکنم ، یکبار دیگر میروم امشب به سویش میگویم از دردم برایش امشب به کویش میروم ، با گریه سویش میروم 



جان اسیر دل....دل اسیر دوست.....دوست چه میداند؟؟دل اسیر اوست 



هنوز پشت هر در بسته ای ترا جستجو میکنم با هر نگاه ساده ای ، تا انتهای چشمانت غرق میشوم دستانم از سردی نبودن تو میلرزد چون زمستان دل خسته ام ، پر از تاول ست در دلم باران میبارد ، زمینش یخ زده است دستانم میلرزد تنم سرذ است فکرم در تابوت خالی تن سرد خیابان به انزوا رفته است کاش میشد 



دلم را در گوشه ی شیشه ای آسمان نگاهت ، دفن میکردم تا ترا در ترانه های پائیزی جستجو نکند در دلم رخت های کثیفی میشویند سینه ام طاقت آه هایم را ندارد کاش میتوانستم احساسم را در بی نهایت شب ، به خاک بسپارم یا نگاهم را از روزهای رفته ، پنهان کنم دلشوره ی خاطرات دور ، مرا به تباهی کشیده است 

آخرین مطالب